السيد موسى الشبيري الزنجاني
5092
كتاب النكاح ( فارسى )
اقسام مختلف دارد در برخى از فروع بعدى مورد لحاظ قرار گرفته است ، ليكن در اين فرع و فرع چهارم مورد غفلت واقع شده است . مادر عمو يا عمه و مادر دائى يا خاله در صورتى جده شخص مىشود كه مادر امّى باشند يا مادر أبوينى باشند در اين دو صورت مادر اينها ( اين چهار عنوان ) جده ابى يا جده امّى شخص مىشود ، اما اگر عمو يا عمه و امثال اينها ، ابى باشند مثلا پدر شخص يك برادر أبى دارد كه از مادر جدا هستند مادر اين برادر نسبت به فرزند برادر ديگر ، جدّه آن فرزند به حساب نمىآيد بلكه تنها مادر عموى ابى است . و اين زن ، زوجه جدّ است اما جده نيست . زن جدّ زن ، محرم شوهر نيست . شوهر ، مادر زن و جده زن را نمىتواند بگيرد اما اگر جد زن ، عيال ديگر داشته باشد شوهر مىتواند آن عيال جد را بگيرد . در مقام اگر عمو و عمه و دايى و خاله ، ابى باشند يعنى فقط در پدر شريك باشند ولى مادرهايشان جدا باشند مادر اينها ، زن جدّ شخص مىشود ، بنابر عموم تنزيل اين زن به عمو يا عمه يا خاله يا دائى أبى اگر شير بدهد ، اين زن تنزيلًا زن جدّ خودش مىشود و گرفتن زن جدّ از محرّمات نيست آنكه از محرمات است جده زوجه است كه داخل در امّ الزوجه است . بنابراين تعميمى كه در اين مثال است غلط است . پس بايد عبارت اين گونه اصلاح شود : زوجتك « 1 » ارضعت بلبنك ( قيد لبن زوج [ لبنك ] هم بايد اضافه شود ) عمّها أو عمّتها أو خالها أو خالتها لابويها أو لامّها و وقتى زن با شير زوج اينها را شير داد اينها بچه شوهر مىشوند و اين زن به منزله نوه شوهر مىشود . زيرا مثلا عموى اين زن ، بچه شوهر مىشود و برادرزاده بچه شخص اگر ابوينى باشد نوه شخص است و اگر امّى باشد نوه زن مدخوله شخص است و هر
--> ( 1 ) - البته قبلا گذشت كه عنوان « زوّجتك » نيز لازم نيست درج شود ، بلكه « امرأة أرضعتك » نيز اگر گفته شود كافى است و تنها لازم است كه لبن ، لبن مرد باشد غرض اين است كه بنابر آنكه معيار را زوجتك قرار دهيم چنانچه در وسيله النجاة آمده است و زوجتك را ما از باب مثال بدانيم لكن قيد « بلبنك » و قيد لابويها أو لامّها به هر حال لازم است ( استاد دام ظله با توضيح ) .